جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
منطقی ( به تعبیر خود قرآن " حکمت " ارزش و نیرو قائل است . از نظر
قرآن این امور میتوانند انسان را دگرگون سازند و مسیر زندگی او را تغییر
دهند ، شخصیتش را عوض کنند و انقلاب معنوی در او ایجاد نمایند . قرآن
نقش ایدئولوژی و اندیشه را محدود نمیداند ، برخلاف مارکسیسم و
ماتریالیسم که نقش راهنمایی و هدایت را محدود به تبدیل طبقه فینفسه به
طبقه لنفسه میداند ، یعنی به وارد کردن تضادهای طبقاتی در خودآگاهی ،
همین و بس .
ثانیا : اینکه گفته شد که مخاطب قرآن " ناس " است و " ناس "
مساوی است با توده محروم ، پس مخاطب اسلام طبقه محروم است و ایدئولوژی
اسلامی ایدئولوژی طبقه محروم است و اسلام پیروان خود را و سربازان خود را
منحصرا از توده محروم میگیرد نیز غلط است . البته مخاطب اسلام " ناس
" است ولی " ناس " یعنی انسانها ، یعنی عموم مردم . هیچ کتاب لغتی
و هیچ عرف عرب زبانی " ناس " را به معنی توده محروم نگرفته و مفهوم
طبقه در آن نگنجانیده است . قرآن میگوید : " « لله علی الناس حج
البیت من استطاع الیه سبیلا » " [١] یعنی برای خدا بر مردم مستطیع
است که حج کنند . آیا معنی دارد که مقصود توده محروم باشد ؟ و همچنین
خطابات " « یاایهاالناس »" که در قرآن فراوان آمده و در هیچ کدام
مقصود توده محروم نیست و عموم مردم است . عمومیت خطابات قرآن نیز از
نظریه فطرت که در قرآن مطرح است سرچشمه میگیرد .
[١] آل عمران / . ٩٧