جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
بگیریم ؟ آقایان به طور نمونه به صورت یک امر فوری و فوتی با اتکاء به این اصل به اصطلاح قرآنی به نتیجهگیری پرداخته و نهضت موجود روحانیت را به عنوان آزمایش مورد استفاده قرار دادهاند . میگویند قرآن به ما تعلیم داده که پیشتازان و رهبران انقلابها لزوما باید از طبقه مستضعف باشند و از طرفی امروز میبینیم روحانیت که یکی از " ابعاد سه گانه سیستم غارتگر تاریخ " بوده امروز تغییر پایگاه اجتماعی داده و انقلابی شده است . پس چگونه قضایا را حل کنیم ؟ ساده است ، باید جزما و بدون تردید حکم کنیم که زیر کاسه نیم کاسهای است ، جناح حاکم چون موجودیت خود را در خطر دیده ، به روحانیت وابسته خود دستور داده که نقش انقلابی بودن را بازی کند تا بدین وسیله خود را نجات دهد . این هم نتیجهگیری از این بینش مارکسیستی ( ببخشید بینش قرآنی ! ) . معلوم است که فایده این نتیجهگیری ، امروز به جیب چه کسانی میرود .
انتقاد
آنچه در توجیه مادیت تاریخ از نظر قرآن گفته شد ، یا از اساس غلط است و یا صحیح است ولی استنتاجی که شده غلط است . استدلالهای گذشته را یک یک بررسی میکنیم . اولا : اینکه گفته شد قرآن جامعه را به دو قطب مادی و دو قطب معنوی تقسیم کرده و این دو قطب با یکدیگر متطابقاند ،