جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
میرسیدند ، خواه موسی به عنوان پیامبر ظهور میکرد و خواه نمیکرد ، خواه تعالیم آسمانی موسی آمده بود و خواه نیامده بود ، خواه آنها به آن تعالیم آسمانی گرویده بودند و خواه نگرویده بودند . ممکن است طرفداران نظریه مادیت تاریخ از نظر اسلام ، مطلب دیگری مطرح کنند و آن اینکه فرهنگ اسلامی از نظر روح و معنی ، یا فرهنگ طبقه مستضعف است و یا فرهنگ طبقه استضعافگر و یا فرهنگ جامع . اگر فرهنگ اسلامی فرهنگ طبقه مستضعف است پس ناچار باید رنگ طبقه خودش را داشته باشد ، مخاطبش ، رسالتش ، جهتگیریاش همه بر محور مستضعف دور بزند . و اگر فرهنگ اسلامی فرهنگ طبقه استضعافگر باشد آنچنانکه ضداسلامها مدعی هستند ، علاوه بر آنکه رنگ طبقاتی خواهد داشت و بر محور یک طبقه خواهد گشت فرهنگی ارتجاعی و ضد بشری خواهد بود و بالضروره خدایی نخواهد بود . هیچ مسلمانی چنین نظریهای را نمیپذیرد و بعلاوه سراپای این فرهنگ برخلاف آن شهادت میدهد . باقی میماند که بگوییم فرهنگ اسلامی فرهنگ جامع است . فرهنگ جامع یعنی فرهنگ بیطرف ، فرهنگ بیتفاوت ، فرهنگ بیمسؤولیت ، فرهنگ نامتعهد ، فرهنگ اعتزالی که میخواهد کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر واگذارد ، فرهنگی که میخواهد میان آب و آتش ، میان مظلوم و ظالم ، میان استثمارگر و استثمار شده آشتی دهد و همه را زیر یک سقف گرد آورد ، فرهنگی که شعارش این است که نه سیخ بسوزد و نه کباب . چنین فرهنگی نیز عملا یک فرهنگ محافظه کارانه و به سود طبقه استضعافگر و استیثارگر و استثمارگر است . همان طور که