جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩
ممکن است توسط توالی دیگری که از نظر ما نامربوط است قطع یا منحرف
گردد ؟ " [١] .
پاسخ این اشکال بستگی دارد به اینکه جامعه و تاریخ ، طبیعت جهتداری
داشته باشد یا نداشته باشد . اگر تاریخ از طبیعتی جهتدار برخوردار باشد
، نقش حوادث جزئی ناچیز خواهد بود ، یعنی حوادث جزئی هر چند مهرهها را
عوض میکند ، در مسیر کلی تاریخ تأثیری ندارد ، حداکثر این است که جریان
را تند یا کند میکند . اما اگر تاریخ فاقد طبیعت و شخصیت و راه تعیین
شده از ناحیه آن طبیعت و شخصیت باشد ، البته تاریخ مسیر معین و مشخص
نخواهد داشت و فاقد کلیت خواهد بود و غیر قابل پیش بینی .
از نظر ما که برای تاریخ ، طبیعت و شخصیت قائلیم و این شخصیت و
طبیعت محصول ترکیب شخصیتهای فردی انسانهاست که بالفطره تکامل جو
میباشند ، نقش حوادث تصادفی به کلیت و ضرورت تاریخ زیان نمیرساند .
منتسکیو سخنی زیبا درباره نقش تصادف دارد که قسمتی از آن را قبلا نقل
کردیم ، میگوید :
" اگر تصادف یک نبرد ، یعنی علتی خاص ، دولتی را واژگون کرده باشد
یقینا علتی کلی در کار بوده که موجب گردیده است تا دولت مذکور به
دنبال یک نبرد از پا درآید " [٢] .
و هم او میگوید :
[١] همان مأخذ ، ص . ١٤٦ [٢] مراحل اساسی اندیشه در جامعهشناسی ، ص . ٢٧