جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٧
میآید و با چه چیز میتوان آن را نابود کرد ، حاکم علیالاطلاق بر زندگی بشر است ، اما همینکه شناخته شد - آنچنانکه امروز شناخته شده است - مهار میشود و مانع تلفات میگردد . همچنین است سیل ، طوفان و غیره . مارکس ضمن بیان خود میخواهد بگوید حرکت منظم و مرحله به مرحله جامعه از نوع حرکات و تغییرات دینامیکی است ، یعنی از نوع حرکات خود به خودی و درونی اشیاء است ، مانند حرکات منظم رشد گیاهان و جانوران ، نه از قبیل حرکات و تغییرات مکانیکی یعنی تغییراتی که در اشیاء وسیله عوامل بیرون از وجود آنها صورت میگیرد ، مانند همه تغییرات فنی و صنعتی در طبیعت ، و از این قبیل است از بین بردن حشرات وسیله مواد حشرهکش یا از بین بردن میکرب بیماری وسیله دوا . آنجا که کشف قانون طبیعت سبب میشود که طبیعت مهار شود و در اختیار انسان قرار گیرد ، قوانین و روابط مکانیکی است ، و اما در مورد تغییرات دینامیکی و حرکات ذاتی و درونی اشیاء ، حداکثر نقش علم و آگاهی انسان این است که انسان خود را با مسیر این قوانین تطبیق دهد و از این راه بهرهبرداری نماید . انسان با کشف قوانین حاکم بر رشد گیاهان و تکامل جانوران و از آن جمله قوانین رشد جنین در رحم ، به یک سلسله قوانین جبری ولایتخلف دست مییابد که ناچار است به آنها گردن نهد و تسلیم شود . مارکس میخواهد بگوید رشد اجتماعی انسان که تابعی از رشد و تکامل ابزار تولید است ، یک نوع رشد دینامیکی و درونی و ذاتی و خودبه خودی است که علم و آگاهی نمیتواند آن را عوض کند و