جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦
دیدگاه قرآن از قطبی شدن جامعه دیدگاه دوقطبی است آن هم براساس مالکیت و استثمار یا به گونهای دیگر است ؟ به نظر میرسد استخراج لغات اجتماعی قرآن و تعیین نقطه نظر قرآن در مفهوم این لغات بهترین راه و لااقل راه خوبی باشد برای به دست آوردن نظر قرآن . لغات اجتماعی قرآن دوگونه است : بعضی از لغات اجتماعی مربوط است به یک پدیده اجتماعی ، مثل : ملت ، شریعت ، شرعة ، منهاج ، سنت و امثال اینها . این لغات از محل بحث ما خارج است . ولی یک عده لغات دیگر لغاتی است که عنوان اجتماعی برای همه یا گروههایی از انسانها به شمار میرود . این لغات است که وجهه نظر قرآن را میتواند مشخص کند . مانند : قوم ، امت ، ناس ، شعوب ، قبایل ، رسول ، نبی ، امام ، ولی ، مؤمن ، کافر ، منافق ، مشرک ، مذبذب ، مهاجر ، مجاهد ، صدیق ، شهید ، متقی ، صالح ، مصلح ، مفسد ، آمر به معروف ، ناهی از منکر ، عالم ، ناصح ، ظالم ، خلیفه ، ربانی ، ربی ، کاهن ، رهبان ، احبار ، جبار ، عالی ، مستعلی ، مستکبر ، مستضعف ، مسرف ، مترف ، طاغوت ، ملا ، ملوک ، غنی ، فقیر ، مملوک ، مالک ، حر ، عبد ، رب و . . . البته لغاتی دیگر به ظاهر مشابه اینها هست مانند : مصلی ، مخلص ، صادق ، منفق ، مستغفر ، تائب ، عابد ، حامد و امثال اینها ، اما این لغات صرفا به عنوان بیان یک سلسله " افعال " ذکر شده نه به عنوان یک سلسله گروهها . از این رو در این لغات احتمال اینکه بیانگر گروهها و تقسیمات و قطبهای اجتماعی باشند نمیرود . لازم است آیاتی که لغات دسته اول را ذکر کردهاند ،