جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧
فلسفه تاریخ ، مانند تاریخ علمی ، کلی است نه جزئی ، عقلی است نه نقلی ، اما برخلاف تاریخ علمی ، علم به " شدن " جامعههاست نه علم به " بودن " آنها . و نیز برخلاف تاریخ علمی ، مقوم تاریخی بودن مسائل فلسفه تاریخ این نیست که به زمان گذشته تعلق دارند ، بلکه این است که علم به یک جریان است که از گذشته آغاز شده و ادامه دارد و تا آینده کشیده میشود . زمان برای این گونه مسائل صرفا " ظرف " نیست ، بلکه یک بعد از ابعاد این مسائل را تشکیل میدهد . علم تاریخ در هر سه معنی و مفهوم خود سودمند است . حتی تاریخ نقلی ، یعنی علم به احوال و سیره زندگی اشخاص ، میتواند سودمند و حرکت آفرین و جهت بخش و مربی و سازنده باشد ، و البته بستگی دارد که تاریخ زندگی چه اشخاصی باشد و چه نکاتی از زندگی آنها استخراج گردد . انسان همانطور که به حکم قانون " محاکاه ) ] تحت تأثیر رفتار و تصمیمات و خلق و خوی و همنشینی مردم همزمان خود واقع میگردد ، و همان طور که زندگی عینی مردم همزمانش برای وی درسآموز و عبرت آمیز میگردد ، و بالاخره همانطور که از مردم همزمان خود ادب و راه و رسم زندگی میآموزد و احیانا لقمان وار از بیادبان ادب میآموزد که مانند آنها نباشد ، به حکم همین قانون از سرگذشت مردم گذشته نیز بهره میگیرد . تاریخ مانند فیلم زندهای است که گذشته را تبدیل به حال مینماید ، از این رو قرآن کریم نکات سودمندی از زندگی افرادی که صلاحیت دارند " الگو " و " اسوه " باشند مطرح میکند و احیانا تصریح میکند که آنها را " اسوه " قرار دهید . درباره رسول اکرم میفرماید :