جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
پرورش افراد و جامعه بر این اساس است که لازمهاش پایهگذاری فرهنگی نوین است که فرهنگ بشری است نه فرهنگ ملی . اینکه اسلام فرهنگی به جهان عرضه کرد که امروز به نام " فرهنگ اسلامی " شناخته میشود ، نه از آن جهت بود که هر مذهبی کم و بیش با فرهنگ موجود مردم خود درمیآمیزد ، از آن متأثر میشود و بیش و کم آن را تحت تأثیر خود قرار میدهد ، بلکه از آن جهت بود که فرهنگ سازی در متن رسالتاین مذهب قرار گرفته است . رسالت اسلام بر تخلیه انسانهاست از فرهنگهایی که دارند و نباید داشته باشند و تحلیه آنها به آنچه ندارند و باید داشته باشند و تثبیت آنها در آنچه دارند و باید هم داشته باشند . مذهبی که کاری به فرهنگهای گوناگون ملتها نداشته باشد و با همه فرهنگهای گوناگون سازگار باشد ، مذهبی است که فقط به درد هفتهای یک نوبت در کلیسا میخورد و بس . ثالثا ، مفاد آیه کریمه که میفرماید : " « انا خلقناکم من ذکر و انثی " این نیست که " ما شما را از دو جنس آفریدیم " تا گفته شود در این آیه اول تقسیمبندی بشری از نظر جنسیت مطرح شده و بیدرنگ تقسیم بندی از نظر ملیت ، و آنگاه نتیجه گرفته شود که آیه میخواهد بفهماند همان طور که اختلاف جنسیت امری طبیعی است و براساس آن باید ایدئولوژیها مطرح شود نه بر نفی آن ، اختلاف در ملیت نیز چنین است ! مفاد آیه این است که " ما شما را از مردی و زنی آفریدیم " ، خواه مقصود این باشد که رابطه نسلی همه انسانها به یک مرد و یک زن منتهی میشود ( آدم وحوا ) و خواه مقصود این باشد که