جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
و به اسارت رفتگان و استثمار شدگان سیر میکند - کاملا منطبق است با اصلی که قبلا از مادیت تاریخی استنتاج کردیم که خصلت ذاتی استثمارگری ، ارتجاع و کهنه گرایی است و این خصلت چون بر ضد سنت تکاملی آفرینش است ، لاجرم محکوم به فناست ، و خصلت ذاتی استثمارشدگی ، روشنفکری و جنبش و انقلاب است و چون این خصلت هماهنگ با سنت تکاملی آفرینش است ، لاجرم پیروز است . اینجا بد نیست بخشی از یک مقاله که وسیله گروهی از روشنفکران مسلمان - که از روشنفکری گذشته به " مارکس زدگی " رسیدهاند - تنظیم شده و در جزوهای اخیرا منتشر شده است ، با نتیجهگیریهایش نقل کنیم . در آن مقاله آیه بالا عنوان شده و در ذیل آیه چنین آمده است : " . . . آنچه بیشتر جلب توجه میکند موضعگیری خداوند و همه نمودهای هستی در برابر مستضعفین زمین میباشد . تردیدی نیست که مستضعفین زمین بر مبنای تفکر قرآنی همان تودههای محروم و به اسارت رفتهای هستند که در تعیین سرنوشت خود به طور جبری و قهری نقشی ندارند . . . با توجه به این معنی و با در نظر گرفتن موضع گیری خداوند و همه مظاهر وجود در قبال آنها ، یعنی جریان اراده مطلق حاکم بر هستی در جهت منتگذاری بر آنها ، این سؤال پیش میآید که آیا چه کسانی بدین اراده خداوندی لباس تحقق میپوشانند ؟ پاسخ بدین پرسش روشن است . چرا که وقتی سازمان اداری جوامع را به گونه دو قطب متضاد استضعافگر و مستضعف ارزیابی کنیم و از طرفی بدانیم که تحقق اراده خداوند از یک سو به امامت و وراثت مستضعفین