جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
دو گروه کافر و مؤمن را به وجود آورده است ، استضعافگری خاستگاه شرک و
کفر و نفاق و فسق و فساد است و استضعاف شدگی خاستگاه ایمان ، توحید ،
صلاح ، اصلاح و تقواست .
برای اینکه این تطابق روشن شود کافی است آیات سوره اعراف را از آیه
پنجاه و نهم که با جمله " « لقد أرسلنا نوحا الی قومه »" آغاز میشود
تا آیه یکصدو سیوهفتم که با جمله " « و دمرنا ما کان یصنع فرعون و قومه
و ما کانوا یعرشون »" پایان مییابد و مجموعا چهل آیه است مورد مطالعه
قرار دهیم . در این چهل آیه داستانهای ، نوح ، هود ، صالح ، لوط ، شعیب
و موسی به طور مختصر طرح شده و در همه این داستانها ( به استثنای داستان
لوط ) مشاهده میشود که طبقهای که به پیامبران گرویدهاند ، مستضعفاناند و
طبقهای که به مخالفت برخاسته و کفر ورزیدهاند ، ملا و مستکبراناند [١]
. این تطابق هیچ دلیل و توجیهی ندارد جز وجدان طبقاتی که لازمه مادیت
تاریخی است و هم مستلزم آن است . پس در حقیقت از نظر قرآن جبههگیری
ایمان و کفر در برابر یکدیگر ، انعکاسی از جبههگیری استضعافشدگی و
استضعافگری در برابر یکدیگر است .
قرآن تصریح میکند که " داشتن " ، یعنی دارایی و مالکیت که قرآن از
آن به " غنا " تعبیر میکند ، مایه طغیان و سرکشی است ،
[١] ایضا رجوع شود به کهف / ٢٨ راجع به گروندگان به رسول اکرم و هود أ ٢٧ و شعرا / ١١١ راجع به گروندگان به نوح ، یونس / ٨٣ راجع به گروندگان به موسی و اعراف / ٨٨ - ٩٠ راجع به گروندگان به شعیب و اعراف / ٧٥ و ٧٦ راجع به گروندگان به صالح . برای پرهیز از اطاله سخن فقط به همین اشاره به آیات قناعت میکنیم .