جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
تاریخ بیرون رانده شده است . یگانه نقشی که مذهب محکوم ایفا کرده اعتراض و انتقاد بوده است ، مانند اینکه حزبی اکثریت را در قوه مقننه ببرد و دولت را از اعضای خود تشکیل دهد و برنامههای خود را پیاده و تصمیمات خود را اجرا کند ، و جزئی دیگر هر چند مترقیتر و پیشروتر اما همیشه در اقلیت بماند ، که جز اعتراض و انتقاد از اکثریت کاری از او ساخته نیست . حزب اکثریت گوشش به این انتقادها بدهکار نیست ، هر طور دلش میخواهد جامعه را میچرخاند و احیانا از انتقادها و اعتراضهای اقلیت برای استحکام کار خود استفاده میکند . اگر این انتقادها نبود ممکن بود خود به خود در اثر فشار روزافزون سقوط کند ، اما انتقادهای اقلیت به او هشدار میدهد و به این وسیله وضع خود را مستحکمتر مینماید . بیان گذشته به هیچ وجه صحیح نیست ، نه از جهت تحلیل ماهیت مذهب شرک و نه از جهت تحلیل ماهیت مذهب توحید و نه از جهت نقشی که در تاریخ برای این دو مذهب تصویر شده است . بدون شک همیشه مذهب در جهان بوده است ، اعم از مذهب توحید و یا مذهب شرک و یا هر دو . در اینکه آیا مذهب شرک تقدم داشته بر مذهب توحید و یا برعکس ، مذهب توحید برمذهب شرک تقدم داشته است ، علمای جامعه شناسی نظرهای مختلف دادهاند ، غالبا گفتهاند اول مذهب شرک وجود داشته و مذهب تدریجا تکامل یافته و به توحید رسیده است ، و برخی برعکس گفتهاند . روایات دینی ، بلکه برخی از اصول دینی ، نظر دوم را تأیید میکند . اما اینکه به هر حال چرا مذهب شرک پدید آمده است ، آیا واقعا مذهب شرک برای توجیه مظالم و تبعیضات وسیله ستمگران