جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
دستگاهها ) ، " مستکبرین " ، " مسرفین " و " مترفین " و قطب دیگر
را با عناوین " مستضعفین " ( ضعیف و ذلیل قرار داده شدهها ) ، " ناس
" ( تودهها ) ، " ذریه " ( کوچکها و به چشم نیاها ، نقطه مقابل ملا ) ،
" اراذل " ، " ارذلون " ( اوباشها ، بیسروپاها ) [١] یاد میکند و
این دو قطب را در مقابل هم قرار میدهد ، و از طرف دیگر نوعی حالت
دوقطبی در جامعه براساس مفاهیم معنوی طرح میکند که یک قطب آن کافران ،
مشرکان ، منافقان ، فاسقان ، مفسدان میباشند و قطب دیگر مؤمنان ، موحدان
، متقیان ، صالحان ، مصلحان ، مجاهدان ، شهیداناند .
اگر در محتوای آیات قرآنی که دو قطب مادی و دو قطب معنوی را طرح
کرده دقت کنیم ، نوعی تطابق میان قطب اول مادی و قطب اول معنوی و
همچنین نوعی تطابق میان قطب دوم مادی و قطب دوم معنوی وجود دارد ، یعنی
کافران ، مشرکان ، منافقان و فاسقان همان ملا و مستکبران و مسرفان و
مترفان و طاغوتها هستند نه گروهی دیگر و نه گروهی مرکب از اینها و از
افراد دیگر ، مؤمنان ، موحدان ، صالحان و مجاهدان همان مستضعفان ، فقرا ،
مساکین ، بردگان ، مظلومان و محروماناند ، نه گروهی دیگر و یا گروهی
مرکب از اینها و از افراد دیگر . پس مجموعا جامعه دو قطب بیشتر ندارد
: قطب برخوردار و ستمگر و استثمارگر که جمع کافران را تشکیل میدهند ، و
گروه مستضعفان که جمع مؤمنان را تشکیل میدهند . و این به روشنی میرساند
که تقسیم جامعه به استضعافگر و استضعاف شده است که
[١] این تعبیر را قرآن از زبان خودش نمیگوید ، از زبان مخالفان نقل میکند .