جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
هرگز قوانین دوران قبل از یک دوران یا قوانین دورانی بعد از آن دوران را
نمیتوان به آن دوران تعمیم داد . همان طور که آب تا وقتی که آب است
تابع قوانین خاص مایعات است اما همینکه تبدیل به بخار شد دیگر تابع آن
قوانین نیست بلکه تابع قوانین مخصوص گازهاست ، جامعه نیز تا وقتی که
مثلا در مرحله فئودالیسم است با یک سلسله قوانین اداره میشود و همینکه
از آن مرحله گذشت و به مرحله کاپیتالیسم رسید ، کوشش برای ابقای قوانین
دوره فئودالیسم بیهوده است . از این رو جامعه نمیتواند قوانین جاودانه و
ابدی داشته باشد . بنابر ماتریالیسم تاریخی و " زیربنا " بودن اقتصاد ،
هرگونه قانون مدعی جاودانگی محکوم است . یکی از ناسازگاریهای مادیت
تاریخی با مذهب - خصوصا اسلام که به یک سلسله قوانین جاودانه قائل است
- در همین جاست .
در کتاب تجدیدنظر طلبی از مارکس تا مائو ، از ملحقات چاپ دوم
سرمایه چنین نقل میکند :
" هر دوران تاریخی ، قانونهای ویژهای دارد . . . همینکه زندگی از یک
مرحله به مرحله دیگر عبور میکند ، با قانونهای دیگری اداره خواهد شد .
زندگی اقتصادی در نمو تاریخی خویش همان پدیدهای را ارائه میدهد که ما در
شاخههای دیگر زیستشناسی با آن روبرو هستیم . . . ارگانیسمهای اجتماعی به
همان اندازه از هم متمایزند که ارگانیسمهای جانوری و گیاهی از هم متمایز
میباشند " [١] . . ٤ رشد ابزار تولید سبب شد که در فجر تاریخ مالکیت
[١] تجدیدنظر طلبی از مارکس تا مائو ، ص . ٢٢٥