جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
اعتقاد جبری جدی در کار است و نه کتابی آسمانی که بشود به آن استناد کرد ) بلکه سخن حقیقیشان این است که پدران خود را بر راهی یافتهایم و ما هم به دنبال آنها راهیاب خواهیم بود . پیامبر به آنها گفت : آیا اگر من طریقه و روشی راهنماتر از آنچه پدران خود را بر آن یافتهاید بیاورم ( و شما با اینکه میدانید منطقا راه صحیحتر این است که من آوردهام ) باز هم دنبالهرو پدران خود خواهید بود ؟ جواب دادند : ما به هر حال منکر و مخالف رسالت و پیام شما هستیم . میبینیم که مخالفان پیامبران گاهی منطق جبر و قضا و قدر جبری را که " ما از خود اختیار نداریم " به کار میبرند ( این منطق چنانکه جامعهشناسی نشان میدهد ، همیشه منطق منتفعان از وضع موجود است که نمیخواهند تغییری در وضع حاصل شود و قضا و قدر را بهانه قرار میدهند ) و گاهی پیروی از سنت پدران را طرح میکنند و گذشته را مقدس و شایسته پیروی معرفی میکنند و تعلق داشتن چیزی را به گذشته برای هدایت بودن و درست بودن کافی میشمارند و این همان منطق رایج محافظهکاران و منتفعان از وضع موجود است . متقابلا پیامبران به جای سنتگرایی و جبرگرایی ، دم از منطقیتر بودن ، علمیتر بو دن ، نجات بخشتر بودن میزنند که منطق انقلابیون و رنج کشیدگان از وضع موجود است . مخالفان همینکه در مقابل پیامبران از نظر حجت و دلیل درمیمانند ، حرف آخر را میگویند و آن اینکه به هر حال چه جبر باشد و چه نباشد ، چه به سنتها احترام بگزاریم و چه نگزاریم ، با پیام شما و رسالت شما و ایدئولوژی شما مخالفیم . چرا ؟ چون پیام شما بر ضد موجودیت اجتماعی و طبقاتی ماست .