جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥
ثانیا آنچه در اینجا طرح شده ربطی به آن مسأله فلسفی ندارد . آنچه در
اینجا طرح شده مبنی بر این است که جامعه مانند هر موجود زنده دیگر دو
نوع قوانین دارد : یک نوع قوانینی که در محدوده نوعیت هر نوع بر آن
حکمفرماست و یک نوع قوانینی که به تحول و تطور انواع و تبدلشان به
یکدیگر مربوط میشود . ما نوع اول را قوانین " بودن " و نوع دوم را
قوانین " شدن " اصطلاح میکنیم .
اتفاقا بعضی جامعهشناسان خوب به این نکته توجه کردهاند . " اگوست
کنت " از آن افراد است . " ریمون آرون " میگوید :
" پویایی و ایستایی دو مقوله اصلی جامعهشناسی اگوست کنت است .
ایستایی عبارت است از مطالعه موضوعی که اگوست کنت آن را اجماع
اجتماعی ( توافق اجتماعی ) مینامد . جامعه شبیه یک ارگانیسم زنده است .
همچنانکه بررسی کارکرد یک اندام بدون قرار دادن آن در کل زندهای که خود
جزء آن است امکان پذیر نیست ، بررسی سیاست و دولت نیز بدون جایگزین
کردن آنها در کل جامعه در لحظه معینی از تاریخ امکان ندارد . . . پویایی
در آغاز عبارت است از توصیف ساده مراحل متوالی که جوامع بشری طی
کردهاند " [١] .
هر نوع از انواع موجودات زنده را در نظر بگیریم - از پستانداران ،
خزندگان ، پرندگان و غیره - یک سلسله قوانین خاص دارند که مربوط به
نوعیت آنهاست ، مادامی که در محدوده آن نوع هستند آن قوانین بر آنها
حکمفرماست ، مثل قوانین مربوط به دوره جنینی یک حیوان ، یا سلامت و
بیماریاش ، یا نحوه تغذیهاش ، یا
١ - مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی ، ص . ١١٠