جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
زندگینامهها ، فتحنامهها ، سیرهها که در میان همه ملل تألیف شده و میشود از این مقوله است . علم تاریخ در این معنی ، اولا جزئی یعنی علم به یک سلسله امور شخصی و فردی است نه علم به کلیات و یک سلسله قواعد و ضوابطو روابط ، ثانیا یک علم " نقلی " است نه عقلی ، ثالثا علم به " بودن " ها است نه علم به " شدن " ها ، رابعا به گذشته تعلق دارد نه به حاضر . ما این نوع تاریخ را " تاریخ نقلی " اصطلاح میکنیم . . ٢ علم به قواعد و سنن حاکم بر زندگیهای گذشته که از مطالعه و بررسی و تحلیل حوادث و وقایع گذشته به دست میآید . آنچه محتوا و مسائل تاریخ نقلی را تشکیل میدهد ، یعنی حوادث و وقایع گذشته ، به منزله " مبادی " و مقدمات این علم به شمار میروند . و در حقیقت آن حوادث و وقایع برای تاریخ به معنی دوم ، در حکم موادی است که دانشمند علوم طبیعی در لابراتوار خود گرد میآورد و آنها را مورد تجزیه و ترکیب و بررسی قرار میدهد که خاصیت و طبیعت آنها را کشف نماید و به روابط علی و معلولی آنها پی ببرد و قوانین کلی استنباط نماید . مورخ به معنی دوم در پی کشف طبیعت حوادث تاریخی و روابط علی و معلولی آنهاست تا به یک سلسله قواعد و ضوابط عمومی و قابل تعمیم به همه موارد مشابه حال و گذشته دست یابد . ما تاریخ به این معنی را " تاریخ علمی " اصطلاح میکنیم . هر چند موضوع و مورد بررسی تاریخ علمی ، حوادث و وقایعی است که به گذشته تعلق دارد ، اما مسائل و قواعدی که استنباط میکند اختصاص به گذشته ندارد ، قابل تعمیم به حال و آینده است .