جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧
خصوصا در آنچه مربوط به جهتگیریهای اجتماعی است ، مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار گیرد تا روشن گردد که همه اینها را در دو گروه میتوان جا داد و یا در گروهها ی متعدد باید جا داده شود و اگر فرضا همه اینها در دو گروه جا داده میشود ، مشخص اصلی آن دو گروه چیست ؟ مثلا آیا میشود همه آنها را در دو گروه مؤمن و کافر که مشتمل بر جهت گیری اعتقادی است و یا در دو گروه غنی و فقیر که نمایانگر وضع اقتصادی است ، جا داد ؟ و به عبارت دیگر ، باید دید این تقسیمات در نهایت امر به یک تقسیم اصلی برمیگردد و سایر تقسیمات همه فرعی و شاخهای است یا نه ؟ و اگر به یک تقسیم برمیگردد آن تقسیم اصلی چیست ؟ برخی مدعی هستند که برداشت قرآن از جامعه برداشت دو قطبی است . از نظر قرآن جامعه در مرتبه اول و درجه اول تقسیم میشود به قطب مسلط و حاکم و بهرهکش ، و قطب محکوم و بهره ده و به اسارت گرفته شده . قطب حاکم همان است که قرآن از آنها به " مستکبرین " تعبیر میکند و قطب محکوم آنان هستند که قرآن آنان را " مستضعفین " میخواند . سایر تقسیمات از قبیل تقسیم به مؤمن و کافر یا موحد و مشرکیا صالح و فاسد جنبه فرعی دارد . یعنی استکبار و بهرهکشی است که به کفر ، شرک ، نفاق ، و امثال اینها منجر میشود و متقابلا استضعاف شدگی است که در جهت ایمان ، هجرت ، جهاد ، صلاح ، اصلاح و امثال اینها میکشاند . به عبارت دیگر ، ریشه و خاستگاه چیزهایی که قرآن آنها را انحراف اعتقادی یا اخلاقی یا عملی میخواند ، وضع خاصی از روابط اقتصادی است یعنی استثمارگری ، و ریشه و خاستگاه چیزهایی که قرآن آنها را از