جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤
جو اجتماعی و روح جمعی به وقوع گناهی خشنود میگردد و آهنگ آن گناه را
مینماید و یک فرد از افراد اجتماع که خشنودیاش جزیی از خشنودی جمع و
تصمیمش جزیی از تصمیم جمع است ، مرتکب آن گناه میشود ، و در اینجاست
که گناه فرد گناه جمع است . سخن نهجالبلاغه که ضمنا اشاره به مفاد آیه
قرآن است ، ناظر به چنین حقیقتی است نه به خشنودی و خشم محض که به هیچ
وجه شرکت در تصمیم و عمل شخص مباشر گناه محسوب نشود .
در قرآن احیانا کار یک نسل را به نسلهای بعدی نسبت میدهد ، آنچنانکه
اعمال گذشته قوم بنیاسرائیل را به مردم زمان پیغمبر نسبت میدهد و میگوید
اینها به موجب اینکه پیامبران را به ناحق میکشند استحقاق ذلت و مسکنت
دارند . این از آن جهت است که اینها از نظر قرآن ادامه و امتداد همانها
بلکه از نظر روح جمعی عین آنها هستند که هنوز هم ادامه دارند . اینکه
میگویند : " بشریت از مردگان بیشتر تشکیل شده تا از زندگان " [١]
یعنی در بشریت هر زمانی مردگان و گذشتگان در تشکیل عناصر آن بیشتر
سهیماند تا زندگان ، یا میگویند : " مردگان بیش از پیش بر زندگان
حکومت میکنند " [٢] ناظر به همین معنی است .
در تفسیرالمیزان ، پس از بحثی درباره اینکه اگر جامعهای دارای روح
واحد و تفکر اجتماعی واحد شد حکم یک فرد انسان را پیدا میکند و افرادش
همانند قوا و اعضای انسان میگردند که ذاتا و فعلا در شخصیت انسان مستهلک
میباشند و لذت و دردشان عین
١ و[٢] اگوست کنت فرانسوی ، طبق نقل ریمون آرون در کتاب " مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی " ص . ١١٧