جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠
موجود به وضع عالیتر است . کارلایل مدعی است که تاریخ با نوابغ و قهرمانان آغاز میشود . این نظریه در حقیقت مبتنی بر دو فرض است : اول اینکه جامعه فاقد طبیعت و شخصیت است . ترکیب جامعه از افراد ترکیب حقیقی نیست . افراد همه مستقل از یکدیگرند . از تأثیر و تأثر افراد از یکدیگر یک روح جمعی و یک مرکب واقعی که از خود شخصیت و طبیعت و قوانین ویژه داشته باشد به وجود نمیآید . پس افرادند و روانشناسیهای فردی و بس . رابطه افراد بشر در یک جامعه از نظر استقلال از یکدیگر نظیر رابطه درختان یک جنگل است . حوادث اجتماعی چیزی جز مجموع حوادث جزئی و فردی نیست ، از این رو بر جامعه بیشتر " اتفاقات " و " تصادفات " که نتیجه برخورد علل جزئی است حاکم است نه علل کلی و عمومی . فرض دوم این است که افراد بشر بسیار مختلف و متفاوت آفریده شدهاند . با اینکه افراد بشر عموما موجودات فرهنگی ، و به اصطلاح فلاسفه حیوان ناطقاند ، در عین حال ، اکثریت قریب به اتفاق انسانها فاقد ابتکار و خلاقیت و آفرینندگی میباشند ، اکثریت مصرف کننده فرهنگ و تمدناند نه تولید کننده آنها . فرقشان با حیوانات این است که حیوانات حتی مصرف کننده هم نمیتوانند باشند . روح این اکثریت روح تقلید و دنبالهروی و قهرمان پرستی است ، اما اقلیتی بسیار معدود از انسانها قهرماناند ، نابغهاند ، فوق حد عادی و متوسط اند ، مستقلالفکر ، مبدع و مبتکر و دارای اراده قویهاند ، از اکثریت متمایزند ، گویی " زآب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند " . اگر نوابغ و قهرمانان علمی ، فلسفی ، ذوقی ، سیاسی ،