جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٧
محرک تاریخ تضاد زیربنا و روبنا یا تضاد دو وجهه زیربنا ( ابزار تولید و روابط تولیدی ) است ، مسأله به صورت صحیح طرح میشود . شک نیست که مقصود اصلی طرح کننده مسأله فوق به صورت فوق ( اقتصاد محرک تاریخ است ) همین است که علت اصلی همه حرکتها تضادهای درونی است و تضاد درونی میان ابزار تولید و روابط تولید محرک تاریخ است . اما سخن ما در خوب و صحیح طرح کردن است نه در اینکه مقصود و مافیالضمیر طرح کنندگان چه بوده است . نظریه قهرمانان ، اعم از اینکه درست باشد یا نادرست ، مستقیما به فلسفه تاریخ یعنی به عامل محرک تاریخ مربوط میشود . علیهذا تا اینجا درباره نیروی محرک تاریخ ، دو نظریه به دست آوردیم : یکی نظریه قهرمانان که تاریخ را مخلوق افراد میداند ، و در حقیقت ، این نظریه مدعی است که اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه فاقد ابتکار و قدرت پیشروی و پیشتازیاند . چنانچه افراد جامعه همه از این دست باشند هرگز کوچکترین تحولی در جامعه پدید نمیآید . ولی یک اقلیت با نبوغی خدادادی که در جامعه پدید میآیند ابتکار میکنند و طرح میریزند و تصمیم میگیرند و سخت مقاومت میکنند و مردم عادی را در پی خود میکشانند و به این وسیله دگرگونی به وجود میآورند . شخصیت این قهرمانان صرفا معلول جریانهای طبیعی و موروثی استثنایی است ، شرایط اجتماعی و نیازهای مادی جامعه نقشی در آفرینش این شخصیتها ندارد . دوم نظریه تضاد میان زیربنا و روبنای جامعه که تعبیر