جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
به معروف فرمان میدهند و از منکر باز میدارند . پایان کارها از آن
خداست .
در این آیه میبینیم اجازه جهاد و دفاع را با اشاره به حقوق از دست
رفته مجاهدین آغاز میکند ، اما در عین حال ، فلسفه اصلی دفاع را امری
بالاتر و ارزشی اصولیتر از حقوق از دست رفته عدهای ذکر میکند ، و آن
اینکه اگر دفاع و جهاد در کار نباشد و اگر اهل ایمان دست روی دست
بگذارند ، معابد و مساجد که قلب پرطپش حیات معنوی جامعه است آسیب
میبیند و از کار میایستد . در سوره نساء میفرماید :
« لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم »[١] .
خداوند فریاد به بدگویی را دوست نمیدارد مگر از کسی که مظلوم واقع شده
است .
بدیهی است که این نوعی تشویق به قیام مظلوم است . در سوره شعرا پس
از نکوهش شعرا و روحیههای خیالبافانه آنها میگوید :
« الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذکروا الله کثیرا و انتصروا من
بعد ما ظلموا »[٢] .
مگر آنان که ایمان آورده و شایسته عمل کنند و خدا را فراوان یاد کنند و
پس از آنکه مظلوم واقع شدند ( با شعر ) انتقام خویش از ستمگر بگیرند .
ولی در قرآن و سنت در عین اینکه زیر بار ظلم رفتن از بدترین گناهان
است و احقاق حقوق یک وظیفه است ، باز همه اینها
[١] نساء / . ١٤٨ [٢] شعرا / . ٢٢٧