جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣
کلی نرسیدهاند ( غالبا به نتیجه نسبی رسیدهاند ) ، مبارزه و جهاد و اعمال قدرت و زور را اخلاقی شمردهاند . ریشه اساسی این است که اسلام ، نظر به اینکه روحی میاندیشد نه مادی ، برای برهان و استدلال و موعظه و اندرز نیروی شگرف قائل است و همانطور که ( به تعبیر مارکس ) برای انتقاد سلاحها نیرو قائل است برای سلاح انتقاد هم نیرو قائل است و از آن بهره میجوید و البته آن را تنها نیرویی که همه جا باید از آن بهره جست نمیداند . راز این مطلب که اسلام مبارزه با جبهه ضد تکاملی را رابطه دوم میداند نه رابطه اول ، و برای برهان و موعظه و جدال به احسن نیرو قائل است ، دید خاص روحی اسلام درباره انسان و بالتبع درباره جامعه و تاریخ است . پس معلوم شد اینکه رابطه یک مکتب با جبهه مخالف بر دعوت محض باشد یا بر مبارزه محض و یا رابطه اولش دعوت باشد و رابطه دومش مبارزه و درگیری ، دید مکتب را درباره تأثیر نیروی منطق و تذکر و حدود تأثیر آنها و همچنین دید مکتب را در جریان تاریخ و نقش مبارزه را در آن روشن میکند . اکنون وارد قسمت دیگر بحث میشویم ، ببینیم نوع آگاهیهای اسلامی و اهرمی که [ اسلام ] در دعوتهای خودروی آنها فشار میآورد چیست ؟ آگاهیهای اسلامی در درجه اول از نوع تذکر به مبدأ و معاد است . این متدی است که هم در قرآن به کار میبرد و هم از پیامبران پیشین نقل میکند . پیامبران هشداری که میدهند درباره این امر است که از کجا و در کجا و به کجا آمدهای و هستی و میروی ؟