جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦
« انا للنصر رسلنا و الذین آمنوا فی الحیوه الدنیا و یوم یقوم الاشهاد [١] . و لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین انهم لهم المنصورون ٠ و ان
جندنا لهم الغالبون ». . . [٢] .
ولی با بیان گذشته این اصول مورد تردید قرار میگیرد . با بیان گذشته هر
چند پیامبران و رسولان و سایر مصلحان گذشته تاریخ تبرئه میشوند ، اما خدای
پیامبران تخطئه میشود .
راستی مشکلهای است . از طرفی قرآن نوعی دید خوشبینانه به جریان کلی
جهان میدهد . قرآن اصرار میورزد که " حق " را محور هستی و محور زندگی
اجتماعی انسان معرفی نماید . حکمت الهی نیز روی اصول ویژه خود مدعی است
که همواره خیر بر شر و حق بر باطل میچربد ، شر و باطل وجودهای عرضی و
طفیلی و غیر اصیلاند .
از طرف دیگر ، مطالعه و مشاهده تاریخ گذشته و حال نوعی بدبینی به نظام
جاری ایجاد میکند و این تصور را به وجود میآورد که نظریه کسانی که مدعی
هستند سراسر تاریخ " فجایع " و مظالم و حق کشی و بهرهکشی است ، بیجا
نیست .
چه باید گفت ؟ آیا ما در فهم نظام هستی و نظام اجتماعی انسان اشتباه
میکنیم ، یا در این اشتباه نمیکنیم ، در فهم مقاصد قرآن اشتباه میکنیم که
فکر میکنیم نظر قرآن به هستی و به تاریخ خوشبینانه است ، یا در هیچکدام
اشتباه نمیکنیم و این تناقض میان
[١] غافر / . ٥١ [٢] صافات / ١٧١ - . ١٧٣