جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤
تاریخ اختراع شده است یا علت دیگر دارد ، محققان علل دیگری ذکر میکنند و به این سادگی نمیتوان قبول کرد که شرک مولود تبعیضات اجتماعی است . تحلیل مذهب توحید به عنوان اینکه توجیهی است برای خواستههای طبقات محروم ضد تبعیض و طرفدار برادری و برابری و یگانگی ، از این هم غیر عالمانهتر است و بعلاوه با مبانی اسلامی به هیچ وجه سازگار نیست . بیان گذشته ، پیامبران راستین خدا را به صورت " تبرئه شدگان ناکام " درمیآ ورد ، ناکام از آن جهت که در برابر باطل شکست خورده و در طول تاریخ مغلوب بودهاند ، مذهبشان نتوانسته در متن جامعه نفوذ کند و سهم قابل توجهی لااقل در حد مذهب حاکم و باطل به خود اختصاص دهد ، نقشی جز اعتراض و انتقاد به مذهب حاکم نتوانسته ایفا کند . و اما " تبرئه شده " از آن جهت که بر خلاف ادعای مادیون ، در قطب استثمارگران و چپاولگران قرار نداشته و عامل توقف و رکود نبودهاند ، جهتگیری آنها به سود آن طبقه نبوده ، برعکس ، در قطب مستضعفان و استثمارشدگان جای داشته ، درد آنها را چشیده و از میان آنها برخاستهاند و به سود آنها و در جهت احقاق حقوق از دست رفته آنها کوشا بودهاند . پیامبران راستین همچنانکه از نظر روح دعوت و رسالتشان که همان جهتگیری و جبهه گیری آنان است تبرئه میشوند ، از جنبه ناکامیشان نیز کاملا تبرئه میگردند ، یعنی آنها مسؤول ناکامی خود نیستند ، زیرا " جبر تاریخ " ناشی از مالکیت اختصاصی ، پشت سر حریف بوده است . پیدایش مالکیت اختصاصی جبرا و قهرا جامعه را به دو نیم کرد : نیم استثمارگر و