جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠
این دو پدیده به سود همان طبقه است . طبقه استثمار شده برحسب موقعیت اجتماعی خود نه خاستگاه مذهب است و نه خاستگاه دولت ، مذهب و دولت از طرف طبقه مخالف به او تحمیل میشود ، پس دو سیستم مذهب وجود ندارد ، همچنانکه دو سیستم دولت وجود ندارد . برخی روشنفکران مسلمان مدعی شدهاند که برخلاف نظریه مارکس ، دوسیستمی بر مذهب نیز حاکم است . همانطور که اخلاق و هنر و ادبیات و سایر امور فرهنگی در جامعههای طبقاتی دوسیستمی است و هر سیستم خاستگاه و جهتگیریاش خاص طبقه خودش است - یکی تعلق دارد به طبقه حاکم و دیگری به طبقه محکوم - مذهب نیز دو سیستمی است ، همواره در جامعه دو مذهب وجود دارد : مذهب حاکم که مذهب طبقه حاکم است ، و مذهب محکوم که مذهب طبقه محکوم است . مذهب حاکم مذهب شرک است و مذهب محکوم مذهب توحید ، مذهب حاکم مذهب تبعیض است و مذهب محکوم مذهب مساوات و برابری ، مذهب حاکم مذهب توجیه وضع موجود است و مذهب محکوم مذهب انقلاب و محکوم کردن وضع موجود ، مذهب حاکم مذهب جمود و سکون و سکوت است و مذهب محکوم مذهب خیزش و حرکت و فریاد ، مذهب حاکم تریاک جامعه است و مذهب محکوم انرژی جامعه . پس نظریه مارکس مبنی بر اینکه جهتگیری مذهب مطلقا به سود طبقه حاکم و علیه طبقه محکوم است و مذهب تریاک اجتماع است ، در مورد مذهبی که خاستگاهش طبقه حاکم است صادق است و تنها همان مذهب بوده که عملا وجود داشته و حکومت