جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١
گرایش به پیوستن به " کل " خود وجود دارد . و مطابق نظریه دوم ، زندگی اجتماعی از قبیل همکاری و همپیمانی دو کشور است که خود را به تنهایی در مقابل دشمنی مشترک زبون میبینند و ناچار نوعی همکاری و همگامی و ارتباط میان خود برقرار مینمایند . و مطابق نظریه سوم زندگی اجتماعی از قبیل شرکت دو سرمایهدار ا ست که برای تحصیل سود بیشتر ، یک واحد تجاری یا کشاورزی یا صنعتی به وجود میآورند . بنابر نظریه اول عامل اصلی ، طبیعت درونی انسان است ، و بنابر نظریه دوم امری بیرونی و خارج از وجود انسان است ، و بنابر نظریه سوم عامل اصلی ، نیروی عقلانی و فکری و حسابگرانه انسانی است . بنابر نظریه اول ، اجتماعی بودن یک غایت کلی و عمومی است که طبیعت انسان بالفطره به سوی او روان است ، و بنابر نظریه دوم از قبیل امور اتفاقی و عرضی است و به اصطلاح فلاسفه غایت ثانوی است نه غایت اولی ، و بنابر نظریه سوم از نوع غایات فکری است نه غایات طبیعی . از آیات کریمه قرآن استفاده میشود که اجتماعی بودن انسان در متن خلقت و آفرینش او پیریزی شده است . در سوره مبارکه حجرات میفرماید : " « یاایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله أتقیکم »" . ای مردم ! شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا به این وسیله یکدیگر را باز شناسید ( نه اینکه به این وسیله بر یکدیگر تفاخر کنید ) . همانا گرامیترین شما نزد خداوند متقی ترین شماست .