جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥
جهتگیری کرده باشد ، مخاطبش منحصرا این طبقه باشد ، رهبران و راهنمایان و پیشتازانش پایگاه اجتماعی و طبقاتیشان همان پایگاه این طبقه باشد و رابطه آن فرهنگ با سایر گروهها و طبقات منحصرا رابطه ستیز و دشمنی و جنگ باشد و نه هیچ چیز دیگر . این روشنفکران میپندارند که راه فرهنگ انقلابی الزاما باید به " شکم " منتهی شود و همه انقلابهای بزرگ تاریخ ، حتی انقلابهایی که وسیله پیامبران خدا رهبری شده ، انقلاب شکم و برای شکم بوده است . لهذا از ابوذر بزرگ ، ابوذر حکیم امت ، ابوذر خداپرست ، ابوذر مخلص ، ابوذر آمر به معروف و ناهی از منکر ، ابوذر مجاهد فی سبیلالله ، یک " ابوذر شکم " و " ابوذر عقدهای " ساختهاند که گرسنگی را خوب احساس میکرده و به خاطر گرسنگی خودش ، شمشیر کشیدن و افتادن به جان همه مردم را روا و بلکه لازم و واجب میشمرده است ، بالاترین ارزش وجودیاش این بوده که چون درد گرسنگی را شخصا چشیده بوده میفهمیده که بر گرسنگان هم طبقه خود چه میگذرد ، درد گرسنگی خلق را احساس میکرده و نسبت به مردمی که موجبات این گرسنگیها را فراهم کرده بودند " عقده " پیدا کرده و مبارزه پیگیری را با آن گروه تعقیب میکرده و دیگر هیچ ، تمام شخصیت این لقمان امت و این موحد عارف پروردگار و این مؤمن مجاهد پاکباخته اسلامی و این دومین مؤمن کامل اسلام در همین جا پایان یافته است . این روشنفکران پنداشتهاند که همانطور که مارکس نظر داده است : " انقلاب فقط میتواند از یک جنبش قهرآمیز و یک