جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
مشابه ) هر کدام منطق خاصی دارد ، چه ، از نظر طبقهای که پیروز میگردد و از نظر بستری که تاریخ طی میکند تا به آن پیروزی میرسد و از نظر مکانیسم یعنی عامل طبیعی حرکت تاریخ و از نظر وجهه الهی یعنی مظهریت اسماء الهی ، هر کدام منطق ویژهای دارد ، و ضمنا روشن شد که آیه استخلاف از نظر نتایجی که ارائه میدهد جامعتر است . آنچه بشر طبق آیه استضعاف به دست میآورد جزئی بلکه جزء کوچکی است از آنچه طبق آیه استخلاف به دست میآورد . ارزشی که آیه استضعاف ارائه میدهد . یعنی دفع ظلم از مظلوم و به عبارت دیگر ، حمایت خداوند از مظلومان ، جزئی است از ارزشهایی که آیه استخلاف ارائه میدهد . و اما قسمت دوم بحث درباره آیه استضعاف : حقیقت این است که آیه استضعاف به هیچ وجه درصدد بیان اصل کلی نیست و در نتیجه نه بستر تاریخ را توضیح میدهد و نه درباره مکانیسم تاریخی اشارهای دارد و نه پیروزی نهایی تاریخ را از آن مستضعفان از آن جهت که مستضعفاند میداند . این اشتباه که فرض شده این آیه یک اصل کلی را بیان میکند از آنجا پیدا شده که این آیه را که مرتبط و پیوسته به آیه قبل و آیه بعد است از آنها جدا کرده و " الذین " را ( الذین استضعفوا ) مفید عموم و استغراق گرفتهاند و آنگاه از آن اصلی استنباط کردهاند که با اصل مستفاد از آیه استخلاف معارض درمیآید . اینک مجموع سه آیه : « ان فرعون علا فی الارض و جعل أهلها شیعا یستضعف طائفة منهم یذبح أبنائهم و یستحیی نسائهم انه کان من المفسدین ٠ و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمة »