جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩
اصیل است ، شخصیت فطری روانی انسان بر شخصیت اجتماعی او تقدم دارد .
قرآن به حکم اینکه به اصالت فطرت قائل است و در درون هر انسانی ،
حتی انسانهای مسخ شدهای مانند فرعون ، یک انسان بالفطره که دربند کشیده
شده سراغ دارد ، برای مسخ شدهترین انسانها امکان جنبش در جهت حق و
حقیقت ، ولو امکانی ضعیف ، قائل است ، از این رو پیامبران خدا مأمورند
که در درجه اول به پند و اندرز ستمگران بپردازند که شاید انسان فطری
دربند کشیده شده در درون خود آنها را آزاد سازند و شخصیت فطری آنها را
علیه شخصیت پلید اجتماعی آنها برانگیزند ، و میدانیم که در موارد
فراوانی این موفقیت دست داده شده است که نامش " توبه " است .
موسی در اولین مرحله رسالتش مأموریت مییابد که به سراغ فرعون برود و
به تذکر و بیداری فطرت او بپردازد و اگر مفید واقع نشد با او بستیزد .
از نظر موسی ، فرعون انسانی را در درون خود اسیر کرده و به بند کشیده و
انسانهایی را در بیرون . موسی در درجه اول میرود اسیر درونی فرعون را
علیه فرعون بشوراند و در حقیقت میرود فرعون فطری را که یک انسان ،
ولااقل نیمه باقیمانده یک انسان است ، علیه فرعون اجتماعی - یعنی فرعون
ساخته شده در اجتماع - برانگیزاند - ( « اذهب الی فرعون انه طغی ٠ فقل
هل لک الی أن تزکی ٠ و أهدیک الی ربک فتخشی ») [١] .
قرآن برای هدایت ، ارشاد ، تذکر ، موعظه ، برهان ، استدلال
[١] نازعات / ١٧ - ١٩ ، ایضا طه / ٤٤ و . ٤٥