جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
میشوند . آنگاه عصر انقلاب اجتماعی آغاز میشود و تغییر اساس و پایه
اقتصاد ، تمام روبنای عظیم را با سرعتی کم و بیش ویران میسازد " ؟ [١]
تغییر مناسبات تولیدی مقدم بر رشد نیروی مولده برای باز کردن راه رشد
نیروهای مولد ، و تدوین تئوری انقلابی مقدم بر شورش خودانگیخته اندیشه
انقلابی ، و تغییر روبنا تا زیربنا بتواند تغییر کند ، به معنی تقدم
اندیشه بر کار ، تقدم روح بر ماده ، اصالت و استقلال نهادهای سیاسی و
فکری در برابر نهاد اقتصادی است و ماتریالیسم تاریخی را نقض میکند .
اینکه آقای مائو میگوید " اگر تأثیر را یکطرفه بدانیم ماتریالیسم
دیالکتیک را نقض کردهایم " صحیح است . اما چه باید کرد که اساس
سوسیالیسم به اصطلاح علمی بر همین تأثیر یکطرفه و بر ضد منطق دیالکتیک
یعنی بر ضد اصل همبستگی متقابل از اصول دیالکتیک است . ناچار یا باید
سوسیالیسم به اصطلاح علمی را گردن نهاد و منطق دیالکتیک را نقض کرد و یا
باید منطق دیالکتیک را پذیرفت و عذر سوسیالیسم علمی و ماتریالیسم
تاریخی که مبنای آن است را خواست .
بعلاوه اینکه آقای مائو میگوید : " ما قبول داریم که در جریان عمومی
رشد تاریخ ، ماده تعیین کننده روح ، و وجود اجتماعی تعیین کننده شعور
اجتماعی است " یعنی چه ؟ با قبول اینکه جهت عمده تضادها جابجا میشوند
، گاهی نیروی مولده مناسبات تولیدی
[١] مارکس و مارکسیسم ، ص . ٢٤٣