جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦
روح ، و وجود اجتماعی تعیین کننده شعور اجتماعی است ، ولی در عین حال
میپذیریم - و هم باید بپذیریم - که روح بر ماده ، شعور اجتماعی بر وجود
اجتماعی ، و روبنا بر زیربنای اقتصادی تأثیر متقابل میگذارد . بدین سان
ما نه فقط ماتریالیسم را نقض نمیکنیم بلکه ماتریالیسم مکانیکی را رد
مینمائیم و از ماتریالیسم دیالکتیک دفاع میکنیم " [١] .
آنچه آقای مائو میگوید ، ماتریالیسم تاریخی را کاملا نقض میکند . اینکه
آقای مائو میگوید : " چنانچه مناسبات تولیدی مانع رشد و تکامل نیروی
مولده بشوند " و یا میگوید : " هنگامی که جنبش انقلابی نیازمند به
تئوری انقلابی بشود " و یا میگوید : " چنانچه روبنا مانع رشد و تکامل
زیربنا بشود " ، چیزی را میگوید که همیشه میشود و باید هم بشود ، ولی
طبق ماتریالیسم تاریخی جبرا تکامل نیروی مولده مناسبات تولیدی را تغییر
میدهد ، جبرا تئوری انقلابی به صورت خود انگیخته پدید میآید و جبرا روبنا
به دنبال زیربنا دگرگون میگردد .
مگر مارکس در کمال صراحت در مقدمه بر کتاب انتقاد بر علم اقتصاد
نگفت : " نیروهای مولد جامعه در مرحله معینی از تکامل و توسعه با روابط
تولیدی موجود یا روابط مالکیت که اصطلاح حقوقی روابط تولیدی است و (
نیروهای مولد ) تا به حال در داخل آن روابط عمل میکردند . درگیری پیدا
میکنند . این روابط که در گذشته صور توسعه نیروهای مولد را تشکیل میدادند
تبدیل به موانعی در این راه
[١] چهار رساله فلسفی ، ص ٥٨ و . ٥٩