جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
یک عبارت میان تهی مجرد و گزافه مبدل ساخته است [١] . وضع اقتصادی
پایه است ، اما عنصرهای دیگر روبنا . شکل سیاسی پیکار طبقاتی و نتایج آن
( تشکیلاتی که پس از غلبه پیروزمند برقرار میشود ) ، شکلهای حقوقی و حتی
بازتاب این پیکارهای واقعی در مغز شرکت کنندگان در آن ، نظریههای سیاسی
، حقوقی ، فلسفی ، فرایافتهای مذهبی و تحول بعدی آنها به دستگاههای جزمی
به همین سان روی جریان پیکارهای تاریخی تأثیر و در بسیاری از حالات به
طور جدی شکل آن را تعیین میکنند . تمام این عاملها با هم در کنش و
واکنشاند و میان آنها جنبش اقتصادی در میان تودهای بیپایان از تضادها
راه خود را به سان یک ضرورت میگشاید " [٢] .
عجبا ! اگر نظریه " عامل اقتصادی تنها عامل تعیین کننده است " یک
عبارت میان تهی مجرد و گزافه است ، این عبارت را غیر از مارکس کسی
نگفته است . بعلاوه اگر عوامل باصطلاح روبنایی " در بسیاری از حالات به
طور جدی شکل پیکارهای تاریخی را تعیین میکنند " ، پس تعیین کنندگی در
انحصار عوامل اقتصادی نیست . پس دیگر چه جایی برای این میماند که
بگوییم " جنبش اقتصادی در میان توده بی پایان تضادها راه خود را به سان
یک ضرورت میگشاید " ؟
عجبتر این است که جناب انگلس در همین نامه قسمتی از مسؤولیت این
اشتباه ( و به قول خود او " مسخ " را بر عهده خودش
[١] مؤلف کتاب در اینجا یک پرانتز اضافه میکند که : ( یک تجدید نظر صاف و ساده ! ) . [٢] تجدیدنظر طلبی . . . ، ص ٢٨١ و . ٢٨٢