جامعه و تاریخ - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
پییتر نظر مارکس را اینچنین توضیح میدهد :
" و بدین ترتیب ، مارکس جامعه را به بنایی تشبیه میکند که زیر بنا و
شالوده آن را قوای اقتصادی و روبنای آن را ( یعنی خود بنا را ) افکار و
آداب و رسوم و نهادهای قضایی ، سیاسی ، مذهبی و غیره تشکیل میدهد .
همانطور که وضع یک ساختمان به وضع پی و اساس آن بستگی دارد ، اوضاع
اقتصادی ( روابط تولیدی ) نیز به اوضاع فنی وابسته است . همچنین چگونگی
افکار و رسوم و نظام سیاسی نیز هر یک تابع وضع اقتصادی است " [١] .
و نیز همان کتاب به نقل از لنین ( در کتاب مارکس و انگلس ) از
سرمایه جلد سوم نقل میکند :
" شیوه تولید نمودار فعالیت انسان در قبال طبیعت و فرآیند فوری
تولید زندگانی وی و به دنبال آن نمودار شرایط اجتماعی و مفاهیم فکری ناشی
از آن است " [٢] .
ایضا در پیشگفتار نقد اقتصاد سیاسی میگوید :
" پژوهشهایم این اندیشه را در من پدید آورد که روابط قضایی و شکلهای
گوناگون دولت نه میتواند به خودی خود پدید آمده باشد و نه ناشی از به
اصطلاح تحول عمومی فکر بشر باشد ، بلکه این روابط و این صور گوناگون از
شرایط مادی موجود ریشه میگیرد . . . کالبدشناسی جامعه را باید در اقتصاد
سیاسی جستجو کرد " [٣] .
[١] همان مأخذ ، ص . ٣٣ [٢] همان مأخذ ، ص . ٢٤٨ ( ضمیمه سوم ) . [٣] همان مأخذ ، ص ٣٢ و . ٣٣