فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٨٦ - علل و موجبات قيام امام حسين(عليه السلام)
اينك ما درباره هر سه موضوع به صورت فشرده سخن مى گوييم وبحث درباره موضوع سوم را به كتاب هايى كه در زمينه نهضت حسين بن على(عليه السلام)و نتايج درخشان آن نگاشته شده است، ارجاع مى دهيم.
علل و موجبات قيام امام حسين(عليه السلام)
الف: روشن ترين علّت بر قيام و انقلاب حسين بن على(عليه السلام) انحرافاتى بود كه در دستگاه حكومت اسلامى آن روزگار پديد آمده بود واين انحرافات با تسلّط حزب اموى بر مردم، كاملاً نمايان بود. حزب اموى كه در رأس آن ابوسفيان قرار داشت، پس از ساليانى نبرد با پيامبر، هنگام فتح مكّه به ظاهر اسلام آورد اماكفر ونفاق خود را در دل محفوظ داشت. حتى در دوران خلافت عثمان، معاويه در يك جلسه خصوصى كه همه سران آن را خاندان بنى اميه تشكيل مى دادند جرأت پيدا كرد وگفت:«اكنون كه فرمانروايى از آن بنى اميه است گوى خلافت را برباييد وبه يك ديگر پاس دهيد وكوشش كنيد كه از دودمان بنى اميه بيرون نرود ودر اعقاب وفرزندان شما براى ابد محفوظ بماند، من سوگند ياد مى كنم كه نه بهشتى دركار است ونه دوزخى»[١].
حزب اموى، روزگارى به صورت علنى بر ضد اسلام فعاليّت مى كرد، پس از فتح مكّه، اين حزب مخفى شد وفعاليت خود را به صورت زيرزمينى ادامه داد ودر قيافه به ظاهر اسلامى، براى ريشه كن كردن دين كارهايى صورت مى داد. حكومت پنج ساله امير مؤمنان(عليه السلام) هر چند بسيارى از ريشه هاى اموى را قطع كرد ولى به دليل كوتاه بودن دوران حكومت آن راد مرد الهى، عمال حكومت اموى
[١] استيعاب ٢/٦٩٠.