فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٧٦ - امام مجتبى(عليه السلام) و جبهههاى جنگ
او نه تنها در جنگ جمل در صف مقدم جبهه بود، بلكه در نبرد صفين با سخنان پرشور ومهيج خود مردم عراق را براى سركوبى سپاه شام دعوت كرد، وقتى او بر قلب سپاه دشمن حمله كرد، امير مؤمنان(عليه السلام) از ياران خود خواست تا او وبرادرش حسين بن على(عليه السلام) را از ادامه جنگ باز دارند تا نسل پيامبر(صلى الله عليه وآله) با كشته شدن اين دو شخصيت قطع نشود [١].
پس از شهادت امير مؤمنان(عليه السلام) در رمضان سال چهلم، امام مجتبى(عليه السلام)به منبر رفت و در باره فضايل پدر بزرگوار خود خطابه اى ايراد كرد، در اين موقع مردم كوفه گروه گروه برخاستند وبا «حسن بن على(عليه السلام) » به عنوان جانشين پيامبر و رهبر امت، بيعت كردند و از اين طريق، زمامدارى جامعه اسلامى بر حضرتش به صورت واجب عينى در آمد. زيرا از يك طرف از جانب خود پيامبر(صلى الله عليه وآله)وشخص على(عليه السلام) بر اين مقام منصوب شده بود و از طرفى هم، بيعت و آمادگى مردم، حجّت را به ظاهر بر او تمام كرد واين دو امر سبب شد كه زمام امور مسلمانان را به دست گيرد و قريب شش ماه به اداره امور آنان بپردازد و بر كليه فرمانداران، استانداران، بخشداران، دستورات لازم را صادر فرمايد، امّا وقتى خبر شهادت على(عليه السلام) به شام رسيد، معاويه با سپاهى گران و ارتشى منظّم به سوى كوفه حركت كرد تا زمام امر مسلمانان را به دست بگيرد و حسن بن على(عليه السلام) را وادار به تسليم سازد.
سؤال مهم در باره امام مجتبى(عليه السلام) اين است كه چرا حضرتش راه صلح با دشمن را پيش گرفت، درحالى كه برادر ارجمند او، طريق جنگ ونبرد را برگزيد؟
[١] نهج البلاغه خطبه ٢٠٢ ،طبع «عبده».