فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٧ - ٨ عدالت همه صحابه
بهره بگيرند و من از نويسنده هندى آقاى ابوالحسن ندوى در شگفتم كه چگونه در ساله اى به نام «صورتان متعارضتان»، شيعه را متهم به اين انديشه واهى كرده و آن را پيوسته تكرار مى كند؟
دور نرويم، تنها خاندان بنى هاشم را در نظر بگيريم، اكثريت قريب به اتفاق آنان، اسلام آورده و پس از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بر همان عقيده خود باقى ماندند، مانند عموى حضرت، ابوطالب، و عمه رسول خدا صفيه، و فاطمه بنت اسد، وحمزه و عباس عموهاى پيامبر(صلى الله عليه وآله)، جعفر و عقيل و طالب عموزاده هاى پيامبر، عبيدة بن حارث شهيد بدر و ابوسفيان بن حارث و نوفل بن حارث و جعده فرزند هبيره و فرزندان و همسران آنان كه همگى در خيمه ولايت على، زانو زده و هرگز از اسلام و ولايت دور نشدند. از اينها بگذريم چه شخصيت هاى والايى در غزوه هاى بدر و احد، جام شهادت نوشيدند و انسان هاى والايى كه در غزوه خندق به شهدا پيوستند و يا معلّمان قرآنى در بئر معونه كه شمار آنان را بين چهل و هفتاد نوشته اند، در راه اسلام شهادت را پذيرفتند و در حق آنان، اين آيه آمد كه:
(مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً).[١]
«مردانى هستند كه بر سرعهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستاده اند; بعضى پيمان خود را به آخر بردند(و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضى ديگر در انتظارند; و هرگز تغييرى در پيمان خود ندادند».
[١] احزاب/٢٣.