فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٦ - بداى اثباتى در روايات
مى شوم. آنگاه فرمود: سال هفتاد، سال بلاست و اين جمله را سه بار گفت: عمرو مى گويد: به امام عرض كردم: آيا پس از گرفتارى، گشايشى هست؟ از امام پاسخى نشيندم. هنگامى كه صداى گريه ام كلثوم بلند شد، امام به هوش آمد. سؤال پيشين را تكرار كردم. فرمود: آرى پس از بلا، گشايشى هست. آنگاه اين آيه را خواند:(يمحو الله ما يشاء ويثبت وعنده أُمّ الكتاب).[١]
اين مجموع رواياتى است كه در آنها پيامبران و امامان از اصل «بدا» بهره گرفته اند ولى موارد آن از تعداد انگشتان دست تجاوز نمى كند، حتى در روايت اخير در حالى كه امام مى فرمايد: پس از سال ٧٠ گشايشى هست، آيه (يمحو الله...)را تلاوت مى كند، يعنى همين گزارش امام ممكن است مشمول بدا گردد.
در اين جا جا دارد از شخصيت هايى مانند «رازى» و قبل از او «بلخى»، سؤال كنيم، روى چه اصلى به شيعه تهمت مى زنيد، و مى گوييد:«پيشوايان آنان خبر مى دادند كه براى آنها از فلان سال، قدرت و عزتى خواهد بود، ولى آنگاه كه تحقق نمى پذيرفت به توجيه آن مى پرداختند و مى گفتند: «بدا الله فيه». آيا در اين پنج سرگذشتى كه ما نقل كرديم، اثرى از اين تهمت هست؟ امامان معصوم(عليهم السلام)، در كجا وعده قوّه و قدرت داده اند، و آنگاه كه محقق نشد، با بدا توجيه كردند; حتى در داستان عمرو بن حمق، اگر صحيح باشد امام فرمود: پس از سال هفتاد گشايشى خواهد بود، يعنى ممكن است فشار كمتر بشود و براى اين كه اگر گشايش حاصل نشد، او را متهم به دروغگويى نكنند، آيه (يمحو الله ما يشاء...)را تلاوت مى كند.
[١] بحارالأنوار، ج٤، ص ١١٩، حديث ٦٠.