فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٢ - وقايع پس از نهروان
وقايع پس از نهروان
سپاه امام پس از سه نبرد در جمل و صفين و نهروان، از ادامه جهاد با معاويه سرباز زدند و كمتر به نداى امام لبيك مى گفتند. هر چه حضرتش آنها را براى جهاد دعوت مى كرد، كمتر پاسخ مى شنيد. كافى است كه بدانيم امام روزى آنها را چنين خطاب كرد:
«كدام خانه را بعد از خانه خود از تصرف دشمن دور نگه مى داريد؟ و همراه با كدام امام مورد اعتمادى پس از من نبرد مى كنيد؟ به خدا سوگند فريب خورده، كسى است كه فريب شمارا بخورد و بخواهد با شما همكارى كند، به خدا سوگند كه چنين كسى جز نوميدى نصيبش نمى گردد، كسى كه به وسيله شما تيراندازى كند، همانا با تير سر شكسته و بى پيكان به پيكار رفته است».[١]
اين فضاى بى تفاوتى سبب شد كه معاويه سياست ديگرى را در پيش گيرد و آن، ايجاد نا امنى در قلمرو حكومت امام بالاخص عراق و يمن و كشتار بى گناهان بود. اينك نمونه اى را نقل مى كنيم:
ضحّاك بن قيس فهرى، با چهار هزار جنگجو به امر معاويه به سوى كوفه حركت كرد و قبايلى را كه در اطاعت امام بودند، غارت نمود و اين كار را به سرعت انجام مى داد به نحوى كه اگر بامدادان وارد شهرى مى شد تا عصر آن روز، شهر را ترك مى كرد. ضحاك در مسير خود به روستاى ثعلبيه رسيد كه مسير حجاج عراق به سوى مكه بود. وى اموال حجاج را به غارت برد و در مسير خود
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٩; الغارات ثقفى، ج٢، ص ٤١٦; تاريخ طبرى، ج٤، ص ١٠٤; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٢، ص ١١١ تا ١٢٥.