فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤٩ - پذيرش خلافت پس از ٢٥سال محروميت
نپذيرفت. او وارد مسجد شد، مهاجر و انصار هم به دنبال او، آمدند و با او بيعت كردند، آن گاه همه مردم به بيعت پرداختند.[١]
باز طبرى در روايت ديگر مى گويد: مردم دور على را گرفتند و گفتند: ما با تو بيعت مى كنيم. مى بينى چه بلايى بر سر اسلام آمده است؟ و چه گرفتارى از نزديكان پيامبر براى ما درست شده است؟
اميرمؤمنان اين جمله را فرمود: مرا رها كنيد و كسى ديگر را بجوييد.
ما به سوى آينده اى مى رويم كه روشن نيست و زمانه آبستن رويدادهايى است كه دلها را مى لرزاند و خردها پا برجا نمى ماند. آنان گفتند: تو را به خدا سوگند مى دهيم! آيا تو در اين مسائل موافق با ما نيستى؟ آياوضع اسلام را نمى بينى و فتنه ها را مشاهده نمى كنى؟ آيا از خدا نمى ترسى؟ امام فرمود: من نظر خود را به شما گفتم. بدانيد كه اگر خلافت را بپذيرم، در كارها به دانش خود عمل مى كنم. اگر مرا رها كنيد، من نيز مانند يكى از شما زندگى مى كنم، و هر كس را انتخاب كنيد، من فرمانبردارترين فرد خواهم بود».[٢]
اين چيزى است كه طبرى نقل مى كند، ولى خود امام يورش مردم را به خانه خويش چنين نقل مى كند:
«براى بيعت با من، همانند شتران تشنه كامى كه به آب برسند و ساربان رهاشان كرده باشد، و عقال از آنها برگيرد، بر من هجوم آوردند... و به هم پهلو مى زدند و فشار مى آوردند، آن چنان كه گمان كردم مرا خواهند
[١] تاريخ طبرى، ج٣، ص ٤٥٠.
[٢] تاريخ طبرى، ج٣، ص ٤٥٦.