فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٤ - شيعه در زبان مورّخان
فرضيه هاى سست و بى پايه برويم و براى آن علت يا عللى جست وجو كنيم، زيرا اگر تشيع پديده اى نوظهور پس از رحلت رسول خدا بود، شايسته بود كه مانند ديگر مذاهب كلامى براى آن علّت و سببى جست و جو كنيم، مانند پيدايش تسنّن به معناى پيروى از خلافت خلفا و يا گروه هاى معتزله و اشاعره كه دو طيف كلامى هستند كه در قرن دوم و سوم پديد آمده اند، در حالى كه تشيّع از همه اين نوع گروه ها و فرقه ها جدا بوده ،جز همان اسلام راستين نيست كه پيامبر آورده، به ضميمه اين كه پيروى پس از وى فقط و فقط از آن خاندان رسول خداست.
شايسته ترين سخن آن است كه استاد محمد كردعلى در كتاب ارزشمند خود به نام «خطط الشام» آورده است. او مى نويسد: گروهى از بزرگان ياران رسول خدا به دوستى و ولايت على(عليه السلام) در عصر رسول خدا(صلى الله عليه وآله)شهرت داشتند، مانند:
الف. سلمان فارسى كه مى گفت: ما با رسول خدا بر پايه دو چيز بيعت كرديم: ١. خيرخواهى براى مسلمانان، ٢. پيروى از على بن ابى طالب و دوستى با او.
ب. ابوسعيد خُدرى كه مى گفت: رسول خدا مردم را به پنج چيز امر كرد: آنان چهار امر را گرفتند و پنجمى را رها كردند. از ابوسعيد سؤال شد آن چهار امر كه مردم گرفتند، چه بود؟ گفت: نماز و زكات و روزه ماه رمضان و حج خانه خدا.
آنگاه از او پرسيدند: آن پنجمى كه ترك كردند چه بود؟ در پاسخ گفت: ولايت على بن ابى طالب.
به او گفته شد: واقعاً ولايت على جزء فرائض بود؟ او در پاسخ گفت: بلى،