فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٦ - ٣ حديث غدير
فقال: أيها الناس! من أولى الناس بالمؤمنين من أنفسهم؟ قالوا: الله ورسوله أعلم، قال: إنّ الله مولاى و أنا مولى المؤمنين وأنا أولى بهم من أنفسهم فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه يقولها ثلاث مرّات وفى لفظ أحمد امام الحنابلة: أربع مرّات، ثم قال: اللّهم وال من والاه وعاد من عاداه وأحبّ من أحبّه وأبغِضْ من أبغَضَه وانصر من نصره واخذل من خذله، وادر الحق معه حيث دار. الا فليبلغ الشاهدُ الغائبَ».
«اى مردم! ببينيد چگونه پس از من با ثقلين رفتار خواهيد كرد؟
كسى برخاست و با صداى بلند گفت: اى پيامبر خدا! ثقلين چيست؟ فرمود: دو چيز سنگين و گرانبها: يكى بزرگتر كه كتاب خدا (قرآن) است، و يك سوى آن به دست خدا و سوى ديگر به دست شماست، پس به آن چنگ زنيد تا گمراه نشويد و ديگرى كوچكتر است و آن «عترت»(خاندان) من است، خداىِ آگاه و دانا، به من خبر داد كه آن دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا اين كه در كنار حوض كوثر نزد من آيند. من از خدا اين را خواسته ام. پس، از آنها پيش نيفتيد كه هلاك مى شويد و از آنها عقب نيفتيد كه باز هم هلاك و بدبخت مى شويد، سپس دست على را گرفت و به قدرى بالا برد كه سفيدى زير بغل هر دو نفر ديده شد و همه مردم على(عليه السلام) را شناختند. سپس گفت: اى مردم، چه كسى از خود مردم با ايمان، به خود آنها سزاوارتر و برتر است؟ گفتند: خدا و پيامبر او بهتر مى دانند. گفت: خدا مولاى من و از من سزاوارتر است، و من مولاى مردم هستم و از خود آنان، سزاوارترم، هر كس من سرور اويم، على نيز سرور اوست. سه بار اين جمله را گفت. و در روايت احمد، امام حنبليان آمده