فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٤٢ - شيعه و علم رجال
فرصت كوتاه، بيان شود. او در بسيارى از دانش هاى اسلامى، تخصص داشته و نسبت به بخش هاى ديگر كاملاً آشنا بود. دو كتاب رجالى او از مدارك شناخت راويان حديث است، و هر يك از اين دو كتاب به شيوه خاصى نگارش يافته است.
١. رجال. اين شخصيت بزرگ، راويان حديث را از عصر رسول خدا تا پس از غيبت صغرى به صورت ابجدى در ١٤ طبقه بيان كرده است.
٢. فهرست. كه اسامى كتابهاى دانشمندان شيعه در علوم اسلامى را به ترتيب مؤلّفان بيان كرده است، و در موارد زيادى سند خود را به آن كتاب مطرح نموده كه در وثاقت افراد، و پذيرش عمل به روايت به ما كمك مى كند.
اينها نمونه هايى از كتب رجالى است كه در اينجا آورده ايم. شايسته ذكر است آنان كه با خاندان رسالت، رابطه خوبى ندارند، ولى نمى توانند جام خشم خود را بر سر آنان فرو ريزند، ناچارند آن را بر سر پيروان اين خاندان خالى كنند و پيوسته به تهمت و دروغ متوسل مى شوند. در اين مورد ابن تيميه پايه گذار اين تهمت است كه شيعه در حديث و رجال آثار كمى دارد. پس از آن نويسنده ديگرى به نام مرعشلى، اصولاً وجود حديث و رجال در مذهب شيعه را نفى كرده است واخيراً دكتر عبدالرحمن صالحى در مقدمه كتابى به نام «مصادر التلقى» نوشته است كه شيعه در قرن چهارم و پنجم اسانيد را جعل كرده است. تو گويى شيعه يك جمعيت گمنام و ناشناخته بوده كه توانسته با تردستى و پنهانكارى حديث و سند را جعل كند.
والد معظم در نقد اين نظر، نامه اى به دكتر عبدالرحمن صالحى نوشتند كه