فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٢٣ - كوشش پيوسته شيعه براى نگارش حديث
بنويسد، زيرا دانشى كه سرّى شد از ميان مى رود.[١]
با تأكيد فراوانى كه خليفه وقت بر نگارش حديث داشت، عالم مدينه به نام ابن حزم، موفق به امتثال آن نشد، زيرا اثر ممنوعيت حديث همچنان تا مدتها باقى بود، به همين جهت، كسى به نگارش آن جز به صورت سرّى و نامرئى جرأت نمى كرد، تا اين كه در سال ١٤٣هـ در دوران خلافت منصور دوانيقى، خيزش همگانى براى نگارش حديث پديد آمد و در حقيقت، پس از گذشتن قريب به يك قرن و نيم از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، محدّثان، (آن هم پس از درگذشت همه صحابه و بيشتر تابعان) به نگارش حديث پرداختند.
كوشش پيوسته شيعه براى نگارش حديث
اگر پيروان مدرسه خلافت، در نگارش حديث كوتاهى كردند، و پس از يك قرن و اندى به نگارش آن پرداختند. پيشوايان شيعه از اميرمؤمنان گرفته تا امامان ديگر(عليهم السلام)، هم خود آنان به نگارش حديث پرداختند و هم شيعيان را به نگارش آن، ترغيب كردند. در پيشاپيش همه، اميرمؤمنان احاديث رسول خدا را در كتابى گرد آورد كه «كتاب علىّ» نام گرفت و در نزد فرزندان او موجود بود و آن را به اين و آن نشان مى دادند.[٢]
پس از اميرمؤمنان ديگر ياران رسول خدا كه پيرو على بودند به نگارش حديث پرداخته اند، مانند:
١. ابو رافع، صحابى پيامبر، او مؤلف كتاب «السنن والأحكام والقضايا»(٣) است.
[١] صحيح بخارى، ج١، ص ٢٧.
[٢] وسائل الشيعة، ج٣، باب٢ از ابواب لباس مصلى، ص ٢٥٠. ٣ . رجال نجاشى به شماره١.