فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٠٩ - شيعه و هنرهاى شعرى
شيعه و هنرهاى شعرى
مقصود از شعر، الفاظ منظوم، آن هم در قالب هاى خاص شعرى نيست. بلكه مقصود، منظومى است كه از مضمون عالى برخوردار بوده و اخلاق و تلاش را در انسان تقويت مى كند. چنين شعرى پايه تمدّن است، و پيشرفت در اين قلمرو، پايه فرهنگ ملّت و ترقى اوست، و گرنه هر شعر منظومى كه محتواى آن، مفاهيم مبتذل و ضد اخلاق باشد براى ما مطرح نيست و پايه تمدن انسانى نيز به شمار نمى رود. اگر قرآن، شعر و شاعران را نكوهش مى كند، مقصود آن شاعران خود فروخته اى هستند كه با شعر خود، تجارت نموده و ظالم را ستايش مى كنند و مظلوم را ستمگر معرفى مى كنند و لذا قرآن درباره آنان مى فرمايد:
(والشُّعراءُ يَتَّبِعُهُم الغاوُونَ* أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِى كُلِّ واد يَهِيمُونَ* وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُون).[١]
«شاعران كسانى هستند كه فريب خوردگان از آنها پيروى مى كنند. آيا نمى بينى كه آنان در همه زمينه ها سرگردانند و به آنچه مى گويند عمل نمى كنند».
هرگاه مقصود از شعر و شاعر، گويندگان آن مفاهيم عالى و نمونه هاى اخلاق و پديد آرنده شجاعت و سماحت باشند، شيعه در اين قلمرو، پيشرو بوده و بالاخص شاعران قرون نخست با سرودن اشعارى، در مدح اهل بيت(عليهم السلام)و
[١] شعراء/ ٢٢٤ ٢٢٦.