فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٩٧ - ١ ابوالأسود دُئلى
مى رود و لذا ابوالاسود با الهام از سخنان امام به تكميل آن پرداخت و آنچه را كه تدوين كرده بود به نظر معلم خود رسانيد. بنابراين واضع علم نحو، على(عليه السلام)بوده و تدوين آن به وسيله ابوالاسود دئلى كه از شيعيان امام على(عليه السلام)است انجام گرفته است.
ابن نديم در فهرست خود مى نويسد:
بيشتر دانشمندان معتقدند: علم نحو از ابوالاسود دئلى گرفته شده و او هم آن را از اميرمؤمنان على(عليه السلام)آموخته است. آنگاه از طبرى نقل مى كند: علت اين كه دانش «نحو» اين نام را گرفته است اين بوده كه هنگامى كه اميرمؤمنان على(عليه السلام)اصول اين علم را در چند صفحه اى نوشته و به ابوالاسود داد، ابوالاسود به او گفت: اجازه دهيد «أن أصنع نحو ما صنعت»، ازاين جهت اين علم «نحو» نام گرفت.[١]
هر چند ابوالاسود دئلى پايه گذار علم نحو است، خليل بن احمد فراهيدىشاگرد امام صادق(عليه السلام) دانش نحو را گسترش داد. ابوبكر محمد بن حسن زبيدىمى نويسد: خليل بن احمد، يگانه عصر خود و كارشناس برجسته امت و استاد خردمندان و زيركان، و شخصيتى است كه نظير او در جهان ديده نشده است و او كسى است كه علم نحو را گسترش داده و پايه هاى آن را استوار و ضعف هاى آن را برطرف ساخت و معانى آن را شرح داد تا اين كه به مرزهاى آن رسيد. اين دو شخصيت شيعى در پايه گذارى نحو و گسترش آن، نقشى كليدى داشته اند.
البته در اين مورد نمى توان حقوق ديگران را ناديده انگاشت ولى چون
[١] فهرست ابن نديم، ص ٦٦.