فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧٣ - تشريح سئوال
اوبسان چشمه آب زلال حيات است كه دست كسى به او نرسد.
به علاوه اصولاً آيا مفهوم غايب شدن امام عج اين است كه وجودش به يك روح نامرئى يا امواج ناپيدا و اشعه وامثال اينها تبديل شده، آيا اين با علم سازگار است؟ اين سئوال بدون شك سئوال مهمى است: ولى اشتباه است كه گمان كنيم بى جواب مانده، اما اجازه بدهيد نخست به پاسخ جمله اخير بپردازيم كه موجب سوء تفاهم براى گروهى گرديده است، وپس از روشن شدن آن، به بقيه سئوال ها مى پردازيم.
صريحاً بايد گفت:مفهوم غايب بودن امام(عج) هرگز اين نيست كه وجود امام(عج) در عصر غيبت يك وجود نامرئى ورؤيايى است كه به يك وجود خيالى وپندارى شبيه تر از يك وجود عينى باشد.
بلكه او از هرنظر يك زندگى طبيعى عينى خارجى دارد، منتها با عمر طولانى. در ميان مردم، و در ميان جامعه ها رفت وآمد دارد، و در نقاط مختلف زندگى مى كند، واگر استثنايى در زندگى او هست، همين است كه او از يك عمر طولانى برخوردار است، همين وبس.
او به طور ناشناس در جامعه انسانى زندگى مى كند، و هيچ كس در باره غيبت او جز اين نگفته است وچقدر فرق است ميان «ناشناس ونامرئى».
سؤال ديگر اينكه چنين زندگى ممكن است براى يك فرد عادى قابل توجيه باشد، ولى آيا براى يك رهبر ـ آن هم يك رهبر بزرگ الهى ـ قابل قبول است؟
ما دراين جا مسئله را از جهات ياد شده در زير مورد بررسى قرار مى دهيم.