فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤١١ - امام باقر(عليه السلام)
اصول اخلاقى ودينى پاى بند نبود. ايام خلافت او يكى از سياه ترين و تاريكترين ادوار حكومت بنى اميه به شمار مى رود. خلفاى پيشين بنى اميه در اوقات فراغت با داستانهاى ديرينه عرب، خود رامشغول مى كردند وبه قصايد شعرا گوش مى دادند ولى درزمان يزيد بن عبدالملك ساز وآواز جاى قصايد اشعار را گرفت وبه قدرى دراين قسمت افراط ورزيد كه خوانندگان وخنيا گران را از شهرهاى دور دست به دمشق دعوت مى كرد و ازاين طريق عياشى وهوسبازى، شطرنج وورق بازى درميان جامعه عرب رواج يافت[١].
جريان هوسبازى او با دو كنيز حرمسرا به نام هاى سَلاّمة و حَبَابَة كه محبوب ترين زنان او محسوب مى شدند در تاريخ معروف است[٢] وى سرانجام در شعبان سال ١٠٥ درگذشت.
پس از وى هشام بن عبدالملك زمام امور را در دست گرفت. او مردى بخيل و خشن وستمگر وبيرحم بود وبه خوبى مى دانست كه در افكار عمومى پايگاهى ندارد وحكومت او بر زور وقدرت استوار است، او در آزار واذيت فرزندان على (عليه السلام)مى كوشيد واو بود كه قيام زيد بن على را سركوب كرد و او را به وضع فجيعى به دار آويخت، او نيز سرانجام درسال ١٢٥ هجرى قمرى درگذشت.
امام باقر(عليه السلام) دردوران خلافت خود با چنين مدعيان خلافت روبرو بود، ولى درعين حال او از طريق تعليم وتربيت، جنبش علمى دامنه دارى را به وجود آورد ومقدمات تأسيس يك دانشگاه اسلامى را در دوران امامت خود پى ريزى
[١] تاريخ سياسى اسلام جص٤٨٤.
[٢] همان مدرك.