فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤١٠ - امام باقر(عليه السلام)
سليمان بن عبدالملك پس از برادرش زمام امور را به دست گرفت ودر روز جمعه دهم ماه صفر سال ٩٩ هجرى درگذشت. در زمان او فتوحات ديگرى نيز نصيب مسلمانان گرديد. او در آغاز زمامدارى خود نرمش نشان داد و درهاى زندان هاى عراق را گشود وافراد بى گناهى را آزاد كرد ولى در عين حال زندگانى او نيز خالى از ظلم و ستم نبود، او درباره واليان خود اعمال نظر مى كرد و براى نابود كردن برخى از آنان نقشه مى كشيد .[١]
اومردى حريص و پرخور وخوشگذران وتجمل پرست بود، ودر دوران خلافت او عياشى وخوشگذرانى در دربار او رواج كاملى يافت و خواجه هاى متعددى را در قصر خلافت خودنگاه مى داشت واغلب اوقات خود را با زنان حرمسرا مى گذرانيد. كم كم فساد وآلودگى به واليان وامراى كشور نيز سرايت كرد وفساد درسطح كشور گسترش يافت[٢].
عمر بن عبدالعزيز پس ازمرگ سليمان، براى جانشينى وى برگزيده شد وتوانست تا حدودى به برخى از نابسامانيها و پريشانيها سرو سامان بخشد وبا فساد وتبعيض مبارزه كند. ولكه ننگى كه بر دامن حكومت آن روز نشسته بود، يعنى سبّ على وناسزا گفتن به بزرگترين شخصيت اسلام را ممنوع ساخت واين بدعت وميراث شوم معاويه را براى ابد محو نمود. وى در بيست و پنج ماه رجب در سال ١٠١ هجرى درگذشت.
پس ازوى زمام امور را يزيد بن عبدالملك به دست گرفت، اين بار مردى روى كار آمد كه جز عياشى و خوشگذرانى هدف ديگرى نداشت وهرگز به
[١] تاريخ سياسى اسلام ج١ص٣٨٧.
[٢] همان مدرك.