فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٩٢ - قيام آگاهانه
است و آنگاه كه لبريز شد، انفجار به صورت يك پديده قطعى تحقّق مى يابد.
قيام انفجارى در مقياس كوچك آن مانند انفجار يك انسان پر عقده است كه بدون اختيار آنچه در دل دارد بيرون مى ريزد، هرچند بعداً پشيمان مى گردد.
با اين بينش، قيام انفجارى فاقد هر نوع ارزش اخلاقى است وهرگز نمى توان قهرمان انقلاب را ستود، زيرا تمام شركت كنندگان در صحنه قيام، تماشاگران انقلابند نه بازيگران آن، وعامل مؤثر تنها همان افزايش تضادها ونارحتى وستمگرى هايى است كه خود را از طريق هيجانها وشورشها نشان مى دهد وگروه پرخاشگر را به مخالفت وبراندازى وا مى دارد.
از اين جهت،طرفداران اين تز معتقدند، براى جلو انداختن انفجار بايد بر تضادها افزود وناراحتى ها را دو چندان كرد، تا ديگ بخار جامعه، خود به خود منفجر شود و نظام را بر افكند.
در اين جا دو مطلب قابل بررسى است:
١. آيا نبردهاى انفجارى ارزش اخلاقى دارد؟
٢. آيا قيام حضرت حسين(عليه السلام) با اين مقياس قابل ارزيابى است يا يك قيام آگاهانه بود، و هرگز فشارها وتضادها عامل اصلى چنين حركت هايى نمى تواند باشد بلكه بيش از همه، عوامل انسانى واخلاقى در آن نقش دارد؟
درباره مطلب نخست كافى است بدانيم كارهاى خارج از اختيار، هرچند مؤثر وسودمند باشد، فاقد ارزش اخلاقى و حسن فاعلى است; فرض كنيد جانور درنده اى مى خواهد به انسان شريفى حمله كند وتير اندازى ناآگاه از جريان وبدون اطلاّع از اينكه آن انسان شريف نزديك است در چنگال درنده