فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٧١ - زهرا اُسوه و اُلگو
مى شود آنگاه كه با خداى خود چنين راز و نياز نمود:پروردگارا براى من در نزد خود، خانه اى در بهشت بناكن، و مرا از فرعون و كردار زشت او نجات بده، و از مردم ستمكار رهايى بخش».
اومرگ را آرزو مى كند. مرگى كه در دل آن حيات وزندگى جاودانه است.
بانوى دوم مريم دختر عمران، مادر حضرت مسيح(عليه السلام) است.وقرآن روى عفت و پاكدامنى اوتكيه مى كندوحادثه تمثّل جبرئيل را به صورت يك جوان زيبا دربرابر او يادآور مى شود، ولى او درهمان لحظه به خدا پناه مى برد ومى گويد: من زنى عفيف و پاكدامنم[١] ناگاه ندايى مى شنود كه من پيام آور پروردگار تو هستم كه به تو فرزند پاكيزه اى ببخشم.
قرآن درباره اين زن نمونه چنين مى فرمايد:
(وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِى أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيهِ مِن رُّوحِنا وَصَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَكُتُبِهِ وَكانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ).[٢]
«خدا مريم را به عنوان زن نمونه براى افراد با ايمان ياد آور مى شود. مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، وما ازروح خود در او دميديم. او سخنان پروردگار و كتاب هاى او را تصديق كرد، و از بندگان مطيع خدا بود».
[١] مريم، آيه١٧ـ ١٨.
[٢] تحريم/١٢.